می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد چی گفت؟
جایی که میری مردمی داره که تو رو می شکنن
نکنه یه وقت غصه بخوری
من همه جا باهاتم
تو تنها نیستی
کافیه من و تو قلبت جست و جو کنی
منم که تموم کمی های تو رو پر می کنم
تو رو هم بدون توشه نفرستادم
تو کوله بارت عشق می زارم که بگذری
که با اون سریع تر به من برسی
قلب می زارم که جا بدی
ولی قلب تو اینقدر بزرگ هست که با هر چیزی پر نمی شه
قلب بزرگ تو عشق بزرگ هم می خواد
اشک بهت می دم که همراهیت کنه
که آرومت کنه
که تو رو از تموم دلبستگی های پوچ جدا کنه
من خیلی دوستت دارم
اگه دوستت نداشتم خلقت نمی کردم
برای باور دوست داشتن من مرگ رو برات قرار می دم
که بدونی بر می گردی پیشم
چون تو بهترین موجودی هستی که من خلق کردم
من تو رو با عشق آفریدم
تنها عاملی هم که تو رو به من و من و به تو نزدیک می کنه
چیزی نیست جز عشق
مگه نمی خوای که جاودانه بشی
پس فقط عاشق من باش.